نازی نازی ، تا این لحظه: 17 سال و 5 روز سن داره

نازنین نرگس نفس مامان

ددر

امروز هوس کردم بعدازظهر برم بیرون یه اب وهوایی عوض کنم از اونجایی که باباجی کار داشت من وناناز باهم رفتیم باباجی گفت که با کالاسکه ببر بچه رو ولی من به خاطر اینکه تنها بودم حوصله حمل کالاسکه رو نداشتم اخه میخواستم برم پاساژ فردوسی انجا هم که پله برقیش خرابه خلاصه راه افتادیم ونانازی یه سواری حسابی از مامان گرفت البته با زور میخواست راه بره من نمیذاشتم شوکه شدم از رفتارش اخه همیشه توی کالاسکه میشینه با یه چیز سرگرمش میکنم ولی حالا میدوید مغازه ها رو نگاه میکرد و هر جا دوست داشت وای میستاد من هم تصمیم گرفتم یه سواری حسابی بهش بدم وقتی رسیدم پاساژ نرگس رو رها کردم وای چه رفتار بانمکی داشت از در این مغازه میدوید در یه مغاز...
23 ارديبهشت 1390

ددر

امروز هوس کردم بعدازظهر برم بیرون یه اب وهوایی عوض کنم از اونجایی که باباجی کار داشت من وناناز باهم رفتیم باباجی گفت که با کالاسکه ببر بچه رو ولی من به خاطر اینکه تنها بودم حوصله حمل کالاسکه رو نداشتم اخه میخواستم برم پاساژ فردوسی انجا هم که پله برقیش خرابه خلاصه راه افتادیم ونانازی یه سواری حسابی از مامان گرفت البته با زور میخواست راه بره من نمیذاشتم شوکه شدم از رفتارش اخه همیشه توی کالاسکه میشینه با یه چیز سرگرمش میکنم ولی حالا میدوید مغازه ها رو نگاه میکرد و هر جا دوست داشت وای میستاد من هم تصمیم گرفتم یه سواری حسابی بهش بدم وقتی رسیدم پاساژ نرگس رو رها کردم وای چه رفتار بانمکی داشت از در این مغازه میدوید در یه مغاز...
23 ارديبهشت 1390